زیدآبادی بعد از برقراری آتش بس: فرصتهای زیادی در حال ظهور است
زیدآبادی در مطلبی نوشت: کشور صدمات و خسارات انبوهی دیده و جراحات بسیاری برداشته است، اما این همه در سایهٔ احساس پیروزی، قابل جبران است چنانچه سررشتهٔ درایت و تدبیر گم نشود.
به گزارش پارسینه و به نقل از اقتصادنیوز، احمد زیدآبادی در مطلبی با عنوان «مرده بدم زنده شدم! » در کانال تلگرامی خود نوشت:
چهل شبانهروز مثل پرندهای که گلویش را بریده باشند، بال بال زدم! چنین درد و رنجی را فقط بعد از شکستن اعتصاب غذایم در سلول انفرادی در سال ۸۸ تجربه کرده بودم.
کشور ما اسیر جنگی شده بود که عاقبتش قابل پیشبینی نبود. در ده روز نخست از شدت بیتابی و اندوه و ناراحتی عملاً زمینگیر شده بودم. تماموقت در رختخواب به سر میبردم و خود را به خواب میزدم تا از فکر کردن خلاصی یابم.
ورد زبانم فقط این بود: "رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِه" (پروردگارا! از آن بارهای گرانی که بر دوش پیشینیان ما گذاشتی بر دوش ما مگذار! پروردگارا! باری که تاب تحمل آن را نداریم بر ما تحمیل مکن!)
به نظرم میآمد فقط افراد اندکی عمق فاجعه را در مییابند و مابقی درک روشنی از ماجرا ندارند. هر موشکی که خاک ایران را زخمی میکرد و به سرمایهای آسیب میزد، انگار خاری در قلبم فرو میرفت.
در مسیر جنگل هیرکانی به سمت جلگهٔ بسطام، گویی شیخ بوالحسن خرقانی وقتی آن همه مرا محزون و ماتمزده دید، نشانههای امید را به یادم آورد!
باری، به یاد سخنی از زندهیاد استاد باستانی پاریزی افتادم که میگفت کار این مُلک گاه به مویی میکشد، اما آن مو پاره نمیشود و خداوند را هزاران بار شکر که دیشب همین شد و من اکنون احساس زندگی میکنم.
ما هر نوع قضاوت منفی که نسبت به کارگزاران نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی داشته باشیم و هر ناملایمتی که از برخی آنان کشیده باشیم کتمان نمیتوان کرد که در این جنگ طاقتفرسا، بیباک و نترس و کارآمد ظاهر شدند و به رغم بارش بیامان موشک و بمب بر سر کشور و سایهٔ تهدید دائمی ترور بر سرشان، خود را نباختند و در کنار وارد کردن ضربات متقابل به نیروهای متجاوز، عموم مایحتاج مردم از جمله بنزین فراوان و ارزان را تأمین کردند به طوری که مردم شهرهای دور از موشکباران اصلاً جنگ را حس نکردند!
از این مهمتر، مقهور خشم و فشار پارهای هواداران هیجانزده و تندخوی حکومت نشدند و راه پایان این جنگ هولناک را از راه دیپلماسی نبستند و در نهایت این شر را از سر کشور کم کردند.
بدون تردید این یک پیروزی سیاسی درخشان برای ایران است که نه فقط در تاریخ به ثبت میرسد بلکهٔ چشماندازی از امید و اعتماد به نفس برای روزهای آیندهٔ ما میگشاید.
کشور صدمات و خسارات انبوهی دیده و جراحات بسیاری برداشته است، اما این همه در سایهٔ احساس پیروزی، قابل جبران است چنانچه سررشتهٔ درایت و تدبیر گم نشود. ما ایرانیها امروزمان چون دیروزمان نیست. همه چیز به دلیل این جنگ و نتیجهٔ آن، تغییر کرده است.
فقط در یک کلام بگویم که فرصتهای زیادی در حال ظهور است. راه اصلاح امور کشور گشوده میشود و شیوهٔ براندازی به محاق میرود. منطقه نیز آرایش و ثبات عادلانهتری به خود میگیرد. در این باره سخن چندان زیاد است که اندازه ندارد.
ارسال نظر